الشيخ السبحاني

96

هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )

عارض مىشود ، آن‌هم لابد موجود است ، يعنى آن‌هم شيئى است كه وجود بر آن عارض شده است . در اين صورت نقل كلام به آن وجود محمول مىشود ، لابد آن نيز موجود است و حاصل در اعيان است ، پس ناچار داراى ذات و وجودى است ، در اين‌صورت سلسلهء وجود سر از بىنهايت در مىآورد . « 1 » پاسخ اوّلا : اين اشكال در واجب الوجود نيز جارى است ، او « عين الوجود » است و اصيل در او همان وجود است ؛ در اين‌صورت او نيز موجود است و چنين تحليل مىشود كه خدا ذاتى است كه داراى وجود است ، آن وجود نيز معروض موجود است ؛ يعنى چيزى است كه وجود بر او ثابت است ، پس مركّب از دو چيز است و همچنين إلى غير النهاية . ثانيا : صدق موجود بر وجود ، با صدق آن بر ماهيات ممكنه فرق دارد ، ماهيات موجود بالوجود يعنى شيى ثبت له الوجودند ولى وجود موجود است « لا بوجود عارض له بل بنفسه » و به عبارت ديگر صدق مشتق ( موجود ) بر ماهيت با صدق آن بر وجود ، از نظر تحليل عقلى فرق دارد ؛ صدق مشتق بر ماهيت ممكن ، به طور تركيب تحليلى است ، يعنى واقعا ذاتى است كه وجود بر آن عارض شده ، ولى صدق آن بر خود وجود ، به طور بساطت است ؛ چنان‌كه همين فرق در الجسم أبيض ، حكمفرما است .

--> ( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 40 .